جورج جرداق (مترجم: خسروشاهى)

153

علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى)

وقتى كه عبدالمطلب درگذشت ، عمويش ابوطالب - پدر على - سرپرست او گرديد و درنتيجه اين پسر خردسال ، همچنان در محيط مهر و عاطفه و تربيت نيكو كه ميراث عبدالمطلب بود ، به رشد و نما پرداخت . ولى چرا ابوطالب پس از پدر خود كفالت او را به‌عهده گرفت در حالىكه از همه برادرانش تنگ‌دست‌تر و عيالوارتر بود ؟ براى آن‌كه پدر او عبدالمطلب ، هنگامى كه در بستر مرگ بود ، از ميان همه فرزندانش ، او را براى اين كفالت و سرپرستى انتخاب كرد . داستان اين انتخاب كاملًا معقول و منطقى است . زيرا عبدالمطلب تمام فرزندان خود را به‌خوبى مىشناخت و ظاهر و باطن آنان را مىدانست و ابوطالب را به‌خاطر اخلاق و روشى كه در او سراغ داشت انتخاب نمود . مهر و عاطفه ، با اينكه در همه فرزندان عبدالمطلب وجود داشت و همهء آنان بهره‌اى از آن برده بودند ، ولى از نظر شدت ، كثرت و عمق ، به اندازه‌اى كه در قلب ابوطالب بود ، در ديگران وجود نداشت و البته تأثير مهر و محبت در حسن سرپرستى و كفالت ، بيشتر از تأثير مال و ثروت است و به‌خاطر همهء اين‌ها بود كه پدر ابوطالب او را براى سرپرستى محمد برگزيد . به‌اضافه اينكه خود ابوطالب هم حتى اگر پدرش او را موظف نمىساخت ، به اندازه كافى برادرزادهء خود را دوست داشت كه او را به سرپرستى محمد وادار سازد و اين مهر با تكليف و امر پدر همراه گشت . از مسائلى كه هيچ جاى شك و ترديد نيست اين است كه ابوطالب شخصيت پسنديده و محبوبى داشت . شخصيت ارزنده‌اى كه ما را از انديشهء خود آن پيرمرد پاك‌نهاد ، امين و آزموده - كه تمام آن‌چه را از